بعضی از آدم ها روز شون رو با یکنواختی معمولی روزمره  شروع میکنن ، از خواب پا میشن و اگه مثل من باشن ، اول یه سر به تلگرام میزنن تا از چتای دیده نشده در طول شب با خبر شن. با بی حوصلگی و چشمای نیمه بسته شبکه های اجتماعی رو میگردن و بعد از اینکه خیالشون راحت شد ک هیچ خبر مهمی نیست ، اگه اراده ی قوی ای داشتن از رخت خواب بلند میشن و در غیر اینصورت ب ادامه ی خوابشون میپردازن.

البته ابن روش زندگی منه و تعمیم دادنش ب آدما کار درستی نیست .شاید بهتر بود میگفتم تصور کنید یه آدمی هست که صب ب صب و هر شب قبل خواب اگه تلگرامو چک نکنه و تو اینستا پستای تازرو نبینه خوابش نمیبره.ولی حقیقت اینه که این تصور دور از ذهن نیست و شاید زندگی خیلی از ماها با این عادت ها گره خورده باشه .

منم مثل این آدم هایی ک بهتون معرفی کردم ، یه روز از خواب پا شدم و روز طبیعیم رو شروع کردم . مثل هر روز دیگه ای گوشی هوشمند من کنارم بود و جدیدترین اخبارو بهم میرسوند .

اون روز کذایی پر از بالا و پایین های مختلف بود و همین باعث شده بود حواسم پرت بشه.این شد که من گوشی هوشمند و عضو با ارزش زندگیم (!) رو توی تاکسی جا گذاشتم . و این تازه شروع داستان ما بود .

یه جمله ای هست که میگه تا وقتی چیزی رو از دست بدی ارزشش رو نمیدونی و به نظر تا حد زیادی درسته.من نه تنها گوشی که اطلاعات توش رو هم از دست داده بودم و امیدی ب برگشت خیلی از چیزا نبود .

از تاکسی که پیاده شدم و این موضوع رو فهمیدم فقط به شدت ناراحت بودم .

ولی چند روز که گذشت به فاجعه پی بردم .

اولین مشکلم گوشی  جایگزینم بود ، در نظر من بسیار کند و غیر قابل تحمل بود .در حالی که شاید فقط به نسبت گوشی سابقم کند تر بود .

 

مشکلات بعدی یکی یکی پیدا شدن.وقتی گوشی پر سرعتی نداشته باشی گشتن در شبکه های اجتماعی و همه ی کار هایی که با گوشیت انجام میدی تبدیل ب شکنجه میشه .

و وقتی من این شکنجه رو حس کردم حس کردم اگر کلا گوشی هوشمند نداشته باشم چی؟

آیا ما میتونیم بدون گوشی زندگی کنیم؟

ممکنه خیلیا بگن البته که میشه ما معتاد نیستیم :ما صرفا از گوشی برای بهبود روابط اجتماعیمون و سریع شدن کارامون استفاده میکنیم .

ولی خیلی از ماها میدونیم که جدیدا گوشی های هوشمند باعث شدن وقت زیادی رو روزانه در شبکه های اجتماعی سپری کنیم بدون این که دقیقا بدونیم داریم وقتمون رو هدر میدیم .

فقدان گوشیم و حس کردن عذاب نبودنش باعث شد که از خودم بپرسم آیا من به گوشی خود معتاد هستم؟

اصلا میشه روی همچین مسءله ای اسم اعتیاد گذاشت یا نه؟

به قول ویکیپدیا:

اعتیاد (همچنین:خوگری) یک بیماری است که در آن بیمار رفتاری که عوارض بدی دارد را متداوما تکرار می‌کند. این بیماری با ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار-پاداش، باعث تکرار آن رفتار می‌گردد

 

اولا ما میدونیم که استفاده ی زیاد از موبایل میتونه عوارض بدی داشته باشه.علاوه بر خستگی چشم ها و عضلاتی که مدام برای دیدن صفحه ی گوشی خم میشن ، یکی از بدترین عوارض از دست دادن تمرکره !

شاید از خودتون بپرسین چرا خیلی وقته نمیتونین وقت خوندن یه کتاب تمرکز لازمو برای تموم کردنش داشته باشین.خیلی وقتا نوتیفیکیشن هایی که پشت هم میان و گوشی هوشمند وظیفه شناسمون اونا رو ب ما اعلام میکنه میتونه یکی از دلایل از بین رفتن تمرکز باشه .

بخش دوم تعریف در مورد سیستم رفتار-پاداش حرف میزنه.

 

به  قول  زومیت

دکتر Hallowell روانپزشک و متخصص در اعتیاد به فناوری، دلیل چنین چیزی را مربوط به “ضربه دوپامین” می‌داند که ما هنگام مشاهده‌ی پیام‌ها، ویدیوها، و شبکه‌های اجتماعی آن را دریافت می‌کنیم. دوپامین یک هورمون مغزی است که به ما توانایی و انرژی بیشتری می بخشد و کمبود آن باعث خستگی و بی حوصلگی در افراد می شود. همین عامل سپس به عنوان یک عامل تقویتی مثبت و پایدار عمل می‌کند و باعث می‌شود ما مکررا آن را دوباره دریافت کنیم.

 

خب !پس حالا میدونیم که در شرایطی میشه استفاده ی بیش از اندازه از گوشی موبایل رو اعتیاد ب حساب آورد .

چی کار کنیم؟

خود من شخصا هنوز موفق ب کنترل کامل تکنولوزی بر زندگیم نشدم.

ولی میدونم برنامه هایی مانند qualitytime در اندروید هستن که میزان استفاده ی شما از گوشی و برنامه های مختلفتون رو در طول روز حساب میکنن.

با استفاده از این برنامه ها خودتون میتونین نتیجه بگیرین که آ یا استفاده ی شما از گوشی منظقیه ؟ یا بخش زیادی از وقتتون داره ب هدر میره ؟

و اگه داره هدر میره آیا راهی برای کنترلش هست؟

 

 

پ.ن۱:میدونم سوالای زیادی رو بی جواب مطرح کردم .ولی اگه ب نتیجه رسیدم اطلاعاتمو با شما در میون میزارم.

پ.ن ۲: گم کردن گوشی سخته . امیدوارم پیش نیاد .

پ.ن ۳ : 😉 we can always learn from everything